مولف ناشناخته
218
تاريخ شاهى ( فارسى )
به حبس و اطلاق نفرموده كه شيخ جمال الدين رنگى و نيرنگى ساخته بود و لعبى و شعبدهاى باخته ، و خود را از حبس و بند پولاد بيرون انداخته . هم در آن نزديكى تهمتن احرام خدمت درگاه تركانى بست و با تاج الدين ستلمش كه آن زمان از مقربان حضرت [ بود 426 ] درپيوست - و درين حالت آيينهء راى اعلى تركانى با شيخ جمال - الدين ابراهيم در مواجهت صفا نبود و نقد سخن مردم در باب و بارهء او به عيار خلاص و اخلاص نمىشنود . تاج الدين ستلمش آستين جدّ و جهد باز نورديد و دامن طاقت و قوت در كمر بندگى چيد تا غبار آن انكار از پيش كار برگرفت و رونقى با روى كار و رواجى با معاملهء بازار شيخ جمال الدين آورد - بر آن قرار كه او اقرار كند كه هر سال صد هزار دينار ركنى از خراج هرموز به خزانهء دار الملك رساند - و بر آن جمله خط بازداد و برين قرار ممكن و مستظهر روى به فرضهء هرموز نهاد - و پولاد با خود در تصور داشت كه آهن ايشان بر پولاد من كار نكند : من ولايت ترا مشوش مىدارم و راه تجّار و سابله دربند مىآورم و از جانب برّ و بحر هيچ آفريده را بر سبيل تجارت به فرضه هرموز نگذارم . [ 427 ] چون شيخ جمال الدين به فرضه رسيد [ و ] نصرت را بر سرير ملك اجلاس كرد و عنان حكم و نفاذ به دست تصرف او باز داد ، تقرير او كرد كه وقتى كار حكم تو روى به استقامت آرد و نظمى و نسقى در ملك پيدا آيد كه فتنهء وجود پولاد از ميان برخيزد . بعد از استخارت ، اتفاق كردند و روى به استيصال او آورد . لشكرها از اطراف جمع كردند و ، به ارادت ، اكثر مردم در دفع فتنهء او ياورى نمودند - از آنكه از دست شر و فساد او همواره در رنج و زحمت بودند . روزگار هم ايشان را مدد نمود تا او را در قبض آوردند و عرصهء مملكت از وجود او خالى كردند . چون پشت استظهار به ديوار امن باز نهاد و دل بر روزگار سكون و سلامت نهاد ، مالهاء عشور حاصل مىگردانيد و به دار الملك مىفرستاد . درين اثناء اين آسايش و آرامش ، بيست و هشتم ربيع الآخر سال ششصد [ 428 ] و هفتاد و هفت ، بىبى